بدهبستان بایاس و واریانس
خطای مورد انتظار را به سه جزء تجزیه کنی و از روی خطای آموزش و اعتبارسنجی بفهمی مدل بیشبرازش دارد یا کمبرازش.
12 دقیقه مطالعه · 5 سؤال تمرینی · یادگیری ماشین میانی و پیشرفته
خطای مدل از کجا میآید؟
فرض کنید دادهها از رابطهی تولید میشوند که در آن و . هر بار که یک مجموعهی آموزشی تازهی نمونهگیری کنیم، مدل متفاوتی به نام به دست میآید.
برای زیان مربعات، خطای مورد انتظار در یک نقطهی ثابت دقیقاً به سه جزء تجزیه میشود:
- بایاس: میانگین پیشبینی مدل، روی همهی مجموعههای آموزشی ممکن، چقدر با تابع واقعی فاصله دارد.
- واریانس: پیشبینی مدل با عوض شدن دادهی آموزشی چقدر نوسان میکند.
- نویز: خطایی که در خود داده است و هیچ مدلی نمیتواند حذفش کند.
پیچیدگی مدل و منحنی U
با بالا رفتن پیچیدگی مدل (درجهی چندجملهای بیشتر، درخت عمیقتر، کوچکتر در kNN) معمولاً بایاس کم و واریانس زیاد میشود. برای همین خطای آزمون در مدلهای کلاسیک شکل U دارد.
دو الگوی تشخیصی رایج:
- خطای آموزش کم، خطای اعتبارسنجی زیاد: واریانس بالا (بیشبرازش). دادهی بیشتر، منظمسازی قویتر یا مدل سادهتر کمک میکند.
- هر دو خطا زیاد و نزدیک به هم: بایاس بالا (کمبرازش). ویژگی بیشتر یا مدل پیچیدهتر لازم است و دادهی بیشتر بهتنهایی کمک چندانی نمیکند.
فراتر از منحنی U
در شبکههای عصبی بسیار بزرگ پدیدهای به نام نزول دوگانه (Double Descent) دیده میشود: وقتی تعداد پارامترها از نقطهای که مدل دادهی آموزشی را کامل درونیابی میکند فراتر میرود، خطای آزمون میتواند دوباره کاهش پیدا کند.
یعنی تصویر کلاسیک U برای مدلهای بسیار بیشپارامتری کامل نیست. ولی تجزیهی بایاس و واریانس همچنان درست است. چیزی که تغییر میکند، این است که «پیچیدگی مؤثر» را چطور اندازه بگیریم.